نگارشِ نويدِ فاضل، info@dastur.info |
||
6. دگرگونيهایِ واجی |
||
|
6×آ. رايجترين دگرگونیِ واجی در واژهسازیِ پارسیِ نو جای دادنِ واج يا رشتهواجی در واژهیِ تازه برای روانتر کردنِ ادايش است. چنين واج يا رشتهواجی را آوایِ ميانجی (epenthesis) میناميم: |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
6×آ×آ. اگر بافتِ /C1C2C3 - VC1C2/ (با واکهیِ /ɒ - i - u/) پديد آيد، اين بافت را گاهی با يک واکه به /C1C2VC3 - V1C1V2C2/ تبديل میکنند:
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
6×آ×ب. همخوانها هنگامی به عنوانِ آوایِ ميانجی به کار میروند که دو واکه پشتِ سرِ هم قرار بگيرند:
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
6×آ×پ. گذشته از اين، واکهیِ /i/ نيز در اين نمونهها به عنوانِ آوایِ ميانجی به کار میرود : |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
6×ب. در حذفِ آوائی (elisio) واج يا رشتهواجی از واژهیِ تازه میافتد. حذفِ آوائی در پارسیِ نو در اين موردها به چشم میخورد:
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
6×پ. روندِ ناهمگونسازیِ آوائی (dissimilatio anticipativa) ادایِ آوائی را از ادایِ آوائی که پس از آن میآيد دورتر میکند. اين روند در واژهسازیِ پارسیِ نو تنها برایِ واکهها و در اين موردها به کار میرود: |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
6×ت. در همگونسازیِ آوائی (assimilatio perseverativa) ويژگيهایِ آوائی به ويژگيهایِ آوایِ پيش از آن نزديک میشود. در واژهسازیِ پارسیِ نو اين روند در اين جایگاهها به چشم میخورد:
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
6×ث. در قلبِ آوائی (metathesis) يک آوا در واژه جابهجا میشود، يا اين که جايش را با آوائی ديگر عوض میکند. قلبِ آوائی در واژهسازیِ پارسیِ نو در اين موردها به چشم میخورد: |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
6×ج. تبديلِ واکههایِ ساده به واکههایِ مرکّب مرکّبسازیِ واکه (diphthongisatio) نام دارد. مرکّبسازیِ واکه را در واژهسازیِ پارسیِ نو در اين نمونه میبينيم: |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
6×چ. دگرگونیِ واکههایِ مرکّب به واکههایِ ساده را سادهسازیِ واکه (monophthongisatio) مینامند. اين روند را میتوان در واژهسازیِ پارسیِ نو در اين نمونهها ديد:
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
6×ح. هنگامی که آوایِ واجی بستگی به واجهایِ پيرامونش داشتهباشد با چندآوائیِ مشروط (variation combinativa) رو به رو هستيم. آواهائی که چنين واجی به خود میگيرد را واجگونه (allophonum) مینامند. در زبانِ پارسیِ نو تا عهدِ مغول، واجِ د /d/ پس از واکهها به واجگونهیِ ذ /ð/ ديگرگون میشده. امروزه در پارسیِ نو چندآوائیِ مشروط به چشم نمیخورد. واجگونهیِ ذ /ð/ جایِ خود را به واجِ د /d/ داده و تنها نمونههایِ انگشتشماری نگارشِ ذ را نگهداشتهاند، ولی با آوایِ /z/: پذيرفتن /pæziroftæn/، گذشت /gozæʃt/ |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||