نگارشِ نويدِ فاضل، info@dastur.info |
||
ديباجه |
||
|
«و زبانِ پارسی را چه شدهاست؟ «دانشنامهیِ دستورِ زبانِ پارسیِ نو» برآيندِ تکميلِ دفترِ «جُنگِ دستور» است، که در سالِ 1374 در تهران مجالِ انتشار نيافت. اين دفترِ الکترونيک تلاش دارد که نقشِ کتابی مرجع را بازی کند، بر اين پايه برخورداری از آن نيازمندِ آگاهیِ نسبی از زبانِ پارسیِ نو (فارسی، دری يا تاجيکی) میباشد. به زبانِ ديگر، اين دفتر برازندهیِ خودآموزی يا آموزشِ زبان به کسانی که پيشينهیِ زبانی ندارند نيست، چون ساختارِ آموزشی ندارد و ترتيبِ گفتارهایِ آن بر پايهیِ بارههایِ دستوری انجام گرفته. «دانشنامهیِ دستورِ زبانِ پارسیِ نو» تنها زبانِ فارسیِ امروزه را بررسی نمیکند، بل که تمامیِ برهههایِ زمانیِ زبانِ پارسیِ نو (به عنوانِ جانشينِ زبانِ پارسیِ ميانه) را فرا میگيرد. کنکاش در بارهیِ پارسیِ نو در اين دفتر در چهارچوبِ زبانهایِ ايرانی انجام گرفته، ولی مقولهیِ آن تنها نمونههایِ کتبیِ زبانِ پارسیِ نو میباشد و به عنوانِ زبانِ امروزی به گويشِ رسمیِ ايران و افغانستان میپردازد ، و همچنين ويژگيهایِ گويشِ رسمیِ تاجيکستان در آن جایگاهِ سزاواری دارند. نمونههایِ شفاهی و نيز زبانها و گويشهایِ ديگر در اين دفتر به ندرت و تنها برایِ مقايسه به چشم میخورند. اين دفتر به ديدگاههایِ آواشناختیِ دستورِ زبان نمیپردازد، ولی آوانگاریِ آن بر پايهیِ دستورهایِ انجمنِ جهانیِ آواشناسی (International Phonetic Association = IPA) انجام گرفتهاست، که بخشِ پارسی آن به کوششِ پروفسور اِلمار تِندِس و دکتر محمّدرضا مجيدی در انستيتویِ آواشناسی، زبانشناسیِ عمومی و هندواروپائیِ دانشگاهِ هامبورگ فراهم آمده: Journal of the International Phonetic Association 21 (1991), 96-98. (Wiederabdruck in: Handbook of the International Phonetic Association. Cambridge: University Press 1999, S. 124-125). پژوهشِ آواشناسیِ دانشگاهِ هامبورگ تنها بر رویِ زبانِ امروزیِ دانشآموختگانِ تهران انجام گرفته. از اين رو در دفترِ ما برایِ تعميم بر گويشِ افغانستان و تاجيکستان و نيز گويشهای کهنِ پارسیِ نو آواهایِ ديگری از الفبایِ جهانیِ آواشناسی نيز به کار رفتهاند. پرداختِ کامپيوتریِ اين دفتر بر پايهیِ ويژگيهایِ زير انجام پذيرفتهاست:
يکی از پيشکسوتانِ زبانشناسیِ ايرانی، دکتر محمّدِ معين، در سالِ 1340 در ديباجهیِ جُنگِ «طرحِ دستورِ زبانِ فارسی» مینويسد: عدّهای میگويند: «هنوز زود است که دستورِ زبانِ فارسی تدوين و طبع شود.» اينان چند گروه اند: دستهای دليلی بر اين مدّعا اقامه نمیکنند، و اساساً با هر کارِ مثبتی مخالفت میورزند، و ما را با آنان کار و گفتار نيست. گروهِ ديگر گويند: «دستور را يک تن نمیتواند بنويسد.» اين گفتاری ست درست و «قولی ست که جملگی بر آن اند». … … گروهِ ديگر گويند: «تا همهیِ متنهایِ نظم و نثرِ فارسی چاپ نشود، دستورِ زبانِ فارسی نبايد تدوين گردد.» ادّعائی ست شگفت، چه اين عدّه همين گفتار را در بارهیِ لغتنويسیِ فارسی نيز تکرار میکنند و میگويند: «تدوينِ لغتِ فارسی نبايد صورت بگيرد جز پس از تصحيح و طبعِ کلّيّهیِ متون.» امّا بايد دانست که تصحيحِ متون جز با مراجعه به کتبِ لغت و اطّلاع بر قواعدِ صرفونحوِ زبان ميسّر نيست. پس در اين صورت دور لازم آيد: «دستور و لغت را نبايد تدوين کرد، ز ايرا همهیِ متون چاپ نشده. متون را نبايد تصحيح کرد، ز ايرا لغت و دستورِ زبان تدوين نگرديدهاست.»! عقلِ سليم حکم میکند که با مراجعه به متونِ نظم و نثرِ چاپشده و نسخِ خطّی - تا آن جا که مقدور است - و با استفاده از تحقيقاتِ گذشتگان و معاصرانِ شرقی و غربی دستورِ زبان و لغت تدوين شود، و همين دستور و لغت در تصحيحِ متون مورد استفاده قرار گيرد. متنهائی که بعداً تصحيح و طبع خواهدشد، ناگزير بعضِ نقاطِ تاريکِ لغت و دستور را روشن خواهدکرد، و موجبِ تجديدِ نظر در برخی از قواعدِ دستوری … خواهدشد. چنين اثرِ دستوریای در چنين ابعادی نيازمندِ همکاریِ پيوستهیِ خوانندگانِ زبانشناس و زباندان است. از اين رو خواهشمند ام که ديدگاهها، تصحيحها و آگاهيهایِ خود را که اين دفتر را پربارتر کنند را از راهِ ايميل به نشانیِ info@dastur.info بفرستيد. اين دفتر حاصلِ چندين سال کار و پژوهش است و بی همکاری و پشتگرمیِ همسرم، خانمِ طنّازِ فاضل و نيز پدر و مادرم، آقایِ منوچهرِ فاضل و خانمِ پريوشِ نوروز شدنی نمیبود. از ايشان و نيز از آقايانِ دکتر جعفرِ شهيدی، دکتر خسروِ فرشيدورد، دکتر حسنِ انوری، دکتر حسنِ احمدیِ گيوی و دکتر مهدیِ ماحوزی به خاطرِ پشتيبانیِ دانشيشان بیاندازه سپاسگزار ام. آلمان، بُن |